نوشته شده در تاریخ ۹ / مرداد / ۱۳۸۹ساعت : ۰۲:۱۱
گل دیلی:بالاخره مسابقات فوتبال لیگ در ایران آغاز شد. مسابقات لیگ دهم حرفهای در ایران یکی از فراگیرترین و مهمترین مسابقات برگزار شده در تاریخ فوتبال ایران است. لیگی که البته نواقص و مشکلات متعددی هم دارد. ویژگیهایی که برخی از آنها فقط در فوتبال ایران رخ میدهد.
۱- لیگ فوتبال ایران از جمله لیگهایی است که برخی از تیمهای آن نام اسامی بازیکنان خود را در هیات فوتبال یک شهر ثبت میکنند و در شهر دیگری بازیهای خودشان را انجام میدهند. مثال میخواهید؛ «پیکان».
۲- لیگ فوتبال ایران از جمله لیگهایی در فوتبال دنیاست که بعضی از تیمهایشان در شهری تمرین میکنند و بازیهای خودشان را در شهر دیگری انجام میدهند. دو تیم فوتبال صبا و پیکان چنین وضعیتی را دارند. صبا و پیکان در تهران تمرین و در شهرهای قم و قزوین بازی میکنند.
۳- لیگ فوتبال ایران به نوبت بهرهمندی از سهمیه تیمها را به شهرهای مختلف محول میکند. دو سال قبل ما در لیگ فوتبالمان شیراز را با دو تیم داشتیم. در همین زمان، مشهد هم دو تیم در مسابقات لیگ داشت. امروز دیگر در شیراز و مشهد تیمی از لیگ نداریم و به جای آن تیمهایی به لیگ آمدهاند که دو سال قبل اصلا در لیگ نبودهاند. مشهد و شیراز دو سال قبل در لیگ صاحب دو تیم بودند اما امسال یک تیم هم ندارند. در عوض شهر تبریز، دو سال قبل در لیگ نماینده نداشت اما امسال در این عرصه صاحب دو نماینده است! تا دو سال قبل وزارت نفت در لیگ تیم نداشت اما امسال در این عرصه صاحب دو تیم فوتبال شده است. به عبارتی، مشهد و شیراز از دو سال قبل به امروز جای خود را به تبریز و وزارت نفت دادهاند!
۴- از مهمترین معایب لیگ برتر ایران آن است که تمرکز و قدرت مدیریتی در تیمها اندک است. چنانچه مدیرعامل یک تیم سال گذشته مدیرعامل تیم دیگری بوده است. در خارج از ایران مدیریت باشگاه تحت سازمانی است، مدیریت منسجمی که اختیار عملش مشخص است، مدیر تیمها انتخابی است و … اما اینجا مدیری مثل حسین هدایتی در یک سال رییس هیات مدیره یک تیم است و در سال آینده همان مدیر، مدیریت یک تیم دیگر را برعهده دارد. این شرایط در تیمهای دیگر هم صادق است. مثل ناصر شفق (ابومسلم، تراکتورسازی، پاس)، حسین کفعمی (ذوبآهن و پیکان) کریم ملاحی (ابومسلم، پاس، تراکتور)، محمدحسن انصاریفرد (پرسپولیس و راهآهن)، کاظم اولیایی (استقلال و پاس همدان)، مصطفی آجورلو (پاس و استیلآذین) و… اما در هیچ کجای دنیا اتفاق اعجابآور معادلی دیده نمیشود.
۵-فقط در ایران است که یک مدیر بدون آنکه انتخاب شود، دو یا سه بار به سمت مدیر یک تیم انتصاب میشود، حالا خوب یا بد فرق نمیکند، عقل میگوید اگر خوب بود چرا کنارش گذاشتند و اگر بد بود چرا دوباره منصوبش میکنند! مصداق بارز این امر، علی فتحا…زاده مدیرعامل استقلال است که فرصت سه باره حضور در تیم فوتبال استقلال نصیب او شد، اتفاقی که واقعا حیرتآور است.
۶- فقط در ایران است که تیمها به صورت گلخانهای از یک شهر به شهر دیگری میروند. در کجای دنیا سراغ دارید که مثلا یک شبه تیم بایرنمونیخ، تبدیل به بایرهامبورگ شود یا مثلا هرتابرلین یک شبه تبدیل به هرتااشتوتگارت شود؟ فقط در ایران است که رفتن پاس تهران به همدان بعد از ۴۴ سال حضور در تهران ممکن میشود. فقط در ایران است که پیکان تهران و صبای تهران تبدیل به پیکان قزوین و صبای قم میشوند. این انتقال اگر در جهت پیشرفت فوتبال در این شهرهاست که خوشبختانه یا متاسفانه میبینیم که هیچ تغییری در فوتبال این شهرها ایجاد نشده است. نه تماشاگر بیشتر نه ساخت و ساز بهتر.
۷- فقط در فوتبال ایران است که لیگ ۱۶ تیمی تنها به خاطر شکایت یک تیم باشگاهی ۱۸ تیمی میشود. لیگ ۸۶ را میگوییم که قرار بود با ۱۶ تیم آغاز شود اما به خاطر شکایت تیم صنعت نفت آبادان کارش را با ۱۸ تیم آغاز کرد تا برنامههای لیگ اینهمه به هم بریزد.
۸- فقط در لیگ ایران است که مسابقات لیگ هر سال ۱۰ روز جلو میرود، تقویم لیگ ایران است که به جای سال رایج آن یعنی سال شمسی منطبق و معادل با سال قمری پیش میرود. باعث تاسف است که لیگ ایران در ۲۸-۲۷ دورهاش حدود ۳۰ تغییر داده است، فقط در لیگ ایران است که قوانین رایج و حاکم بر آن سال به سال دچار تغییر میشود. فقط در لیگ ایران است که پیشبینی هر اتفاق عجیبی امکانپذیر است. فقط در لیگ ایران است که هیچ قانونی ضمانتی برای اجرا ندارد!
نظرات کاربران
ارسال یک پاسخ
|